الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

135

كتاب النكاح ( فارسى )

طايفهء اوّل : رواياتى كه مىفرمايد « تسع سنين » * . . . عن الحلبى عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال : قال : اذا تزوّج الرجل الجارية و هى صغيرة فلا يدخل بها حتى يأتى لها تسع سنين « 1 » ( لا يدخل نهى است و روايت صريح است ) . * . . . عن عمّار السجستانى قال : سمعت أبا عبد اللَّه عليه السلام يقول لمولى له : ( امام به يكى از دوستان يا غلامان خود چنين مىفرمايد ) انطلق فقل للقاضى قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : حدّ المرأة ان يدخل بها على زوجها ابنة تسع سنين « 2 » . جاى تقيّه نبوده است و امام با صراحت براى قاضى مدينه پيغام مىفرستد . * دعائم الاسلام : عن جعفر بن محمّد عليه السلام ، انّه قال : من تزوّج جارية صغيرة ، فلا يطأها حتّى تبلغ تسع سنين . « 3 » ( سند معتبرى ندارد ؛ ولى دلالتش خوب است ) طايفهء دوّم : رواياتى كه مىفرمايد : « تسع سنين او عشر سنين » دو روايت است ، روايت زراره « 4 » و روايت أبو بصير « 5 » . طايفهء سوّم : روايتى كه مىفرمايد : « عشر سنين » روايتى كه از حضرت على عليه السلام نقل شده « 6 » و از جهت سند مشكل دارد . جمع بين روايات : طريق جمع بين اين روايات واضح است چون تخيير بين اقل و اكثر جايز نيست و لذا اكثر را حمل بر استحباب مىكنيم ، پس روايت « عشر سنين » حمل بر استحباب مىشود . بعضى محمِل ديگرى را گفته‌اند و آن اينكه « عشر سنين » به معنى شروعِ عشر و « تسع سنين » به معنى پايانِ تسع باشد كه در اين صورت سه طايفه روايت ، در يك طايفه خلاصه مىگردد . 116 ادامهء مسئلهء 12 . . . . . 7 / 3 / 80 اقوال عامّه : عامّه مسئلهء افضاء را متعرّض شده‌اند ؛ و بيشتر ، مسئلهء ديه را عنوان كرده‌اند . بقى هنا شىءٌ : ظاهر فتاوى و رواياتى كه خوانده شد اين است كه « نُه سالگى » موضوعيّت دارد ، بنابراين اگر علم بر عدم افضاء هم داشته باشيم ، باز وطى حرام است مانند اينكه زوجه از نظر جثّه قوى و زوج ضعيف باشد ، بنابراين خوفِ افضاء از قبيل حكمت است نه از قبيل علّت و لكن اگر بالاتر از تسع سنين باشد و خطر افضاء يا عيب مهمّ ديگرى باشد . در اينجا به مقتضاى قاعدهء لا ضرر مىگوئيم‌لا يجوز الوطءو در ناحيهء زن هم مىگوئيم‌لا يجب عليها التمكين‌و بايد مدّتى صبر كنند ، اگر خوف بر طرف ، و استعداد جسمانى حاصل شد ، زن واجب است تمكين كند ؛ ولى اگر خوف بر طرف نشد ، مرد خيار فسخ دارد ( شبيه موانعى كه در زوجه مانع مقاربت مىشود و سبب فسخ است ) . به همين جهت ما در مسئلهء بلوغ معتقديم بلوغ مراحلى دارد ، مثلًا مرحلهء « بلوغ للعبادة » نه سال تمام است ، ولى « بلوغ للنكاح » علاوه بر نُه سالگى ، استعداد جسمانى نيز لازم دارد ، « بلوغ الاقتصاد » ( بلوغ در مسائل مالى ) رشد عقلانى مىخواهد ، پس بلوغ داراى مراحل است و احكام بلوغ مرحله به مرحله پياده مىشود . فرع دوّم : آيا ساير استمتاعات نسبت به كمتر از نُه سال جايز است ؟ جمعى از متأخرين و معاصرين به جواز ساير استمتاعات تصريح كرده‌اند ، صاحب جواهر مىفرمايدللاصل السالم من المعارض ، « 7 » كه منظور از اصل ، اصالة الاباحة يا عموماتى است كه مطلقاً اجازهء استمتاعات را مىدهد و وطى با دليل خارج شده است . و لكن الانصاف : اين حكم را با اين عموميّتى كه گفته‌اند نمىپذيريم ، چون بعضى از استمتاعات نسبت به صغير السن قبح عقلائى دارد ، مانند استمتاع از رضيعه . پس حسن و قبح در اينجا حاكم است و لذا عمومات استمتاع زوج از زوجه منصرف است بما يتعارف عند العقلاء و شامل اين گونه موارد نمىشود . فرع سوم : اگر با زوجهء خود قبل از اكمال نُه سالگى وطى نمود و عيبى هم حاصل نشد . مشهور فرموده‌اند كه هيچ حكمى ندارد و گناهى كرده است و بنابراين كه هر گناه كبيره‌اى تعزير دارد ، حاكم شرع مىتواند او را تعزير كند . لكن جماعتى از علماء كه در اقليّت هستند ، قائل به حرمت ابدى شده‌اند . شيخ مفيد در مقنعه ، شيخ طوسى در نهايه ، ابن ادريس در سرائر ، سبزوارى در كفايه ، حرمت ابدى را نسبت به جماعتى داده

--> ( 1 ) ح 1 ، باب 45 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 2 ) ح 3 ، باب 45 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 3 ) مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ح 4 ، باب 36 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 4 ) ح 2 ، باب 45 از ابواب مقدّمات نكاح وسائل . ( 5 ) ح 4 ، باب 45 از ابواب مقدّمات نكاح وسائل . ( 6 ) ح 7 ، باب 45 از ابواب مقدّمات نكاح وسائل . ( 7 ) جواهر ، ج 29 ، ص 424 .